داریم به انتهای سال ۴۰۳ میرسیم و کم کم باید از این قطار پیاده شیم و بریم سمت ۴۰۴
خیلی اتفاقا برام افتاد پر از چالش و سختی بود
پر از حال خوب و بد پر از دردسر پر از گریه پر از خنده
و با چالش ها و تضاد ها بود که تمام اینا بزرگم کرد
کمرمو خرد کرد و جسورم کرد و جسور و جسور
اگه بخوام تو یه کلمه توصیفت کنم فهمیدم همیشه اونی نیستی که نشون میدی
اونی نیستی که فکر میکنی
شاید فک کنی تمام دنیات تیره و تار شده ولی تو یه ثانیه معجزه ی خدا رو می بینی فهمیدم ناامیدی بی معنیه
فهمیدم که ادما اونی که نشون میدن نیستن و انتظار خوبی از هیچکس و تاکید میکنم هیچکس نباید داشته باشی
همه به فکر خودشونن هیچکس به فکر تو نبوده و نیست همه ی کارایی که انجام میدن برا راحتی خودشونه
و امسال من وارد یه دنیای جدید شدم آدمای جدید
فهمیدم باید چطور پس انداز کنم چقدر به فکر خودم باشم!
فهمیدم پولامو الکی حروم نکنم فهمیدم باید یه روزایی محکم نه بگم از حقم دفاع کنم و نزارم حقمو بخورن
چه شبایی که تا صب گریه کردم چه شبایی که زجه زدم از ته دلم
اما ازم یه ادم جدید ساخت
ادمی که میگه باهات میخنده ولی خودشو درگیر هیچکس و هیچ چیزی نمیکنه
پا نمیزاره رو خط قرمزش راه خودشو میره کار خودشو میکنه و آدمای هول و عوضی رو مینشونه سرجاش
فهمیدم باید چطور رفتار کرد چطور لوند بود و مهارت پیدا کنم و بتونم با پنبه سر ببرم
این یکی دوماه اخیر زیاد تراپی رفتم
ولی بنظرم هیچکدوم بدرد نمیخورد اون طور که باید بخوره!
ادما اینا رو تو زندگی یاد میگیرن نه جای دیگه
پر از درس و چالش و استرس و حال خوب و بدم بودی
ازت متنفر نیستم چون چهره ی خیلیا رو نشونم دادی واقعیت هایی که نمیخواستم قبولش کنم اما اگه بخوام انتخابت کنم که باز این مسیر رو بیام؟
نه
واقعا توانشو ندارم حالشو ندارم
اما خداروشکر میکنم بابتت
مرسی که پر از سختی و چالش بودی
بری به سلامت ازت راضی بودم ولی میشد بهتر باشه
.: Weblog Themes By Pichak :.